جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آتل
(تِ) (اِ.) ابزاری برای ثابت نگه داشتن اندام شکستة بدن.
الف
معین
آتش گیره
(~. رِ) (اِمر.) آن چه با آن آتش افروزند (پنبه، خار، هیزم)، آتش افروزنه...
الف
معین
آتشین پنجه
(~. پَ جِ) (ص مر.) صنعتگر.
الف
معین
آتش گردان
(~. گَ) (اِمر.) ظرف کوچک سیمی که در آن چند تکه زغال افروخته قرار میده...
الف
معین
آجر
(جُ) (اِ.) معرب آگر یا آگور؛ خشتی که در کوره پخته شده باشد و یکی از مص...
الف
معین
آجان
(اِ.)(عا.) = آژان:مأمور شهربانی، پاسبان.
الف
معین
آجاردن
(دَ) (مص م.) از حد گذراندن.
الف
معین
آثم
(ثِ) (اِفا.) گناهکار، مجرم.
الف
معین
آثام
(اِ.) جِ اثم ؛ گناهها، بزهها.
الف
معین
آثار
(اِ.) جِ اثر؛ نشانهها.
«
‹
23
24
25
26
27
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها