جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آل عبا
(لِ عَ) (اِمر.) خاندان پیغمبر اسلام. آل کسا و پنج تن آل عبا نیز نامید...
الف
معین
آلاکلنگ
(کُ لَ) (اِمر.) دو چوب بر هم نهادة متقاطع که دو کس بر دو سر چوب بالایی...
الف
معین
آلاچیق
(اِ.)۱ - نوعی خیمه که از پارچه -های ضخیم درست میکنند.۲- سایبانی که...
الف
معین
آلاپلنگی
(پَ لَ) (ص.) (عا.) دارای لکههای سیاه و سفید و خالهای بزرگ مانند پوست...
الف
معین
آلاوه
(وِ) (اِ.)۱- شعلة آتش، زبانة آتش.۲- جایی که در آن آتش روشن کنند.
الف
معین
آلرژی
(لِ) (اِ.) حساسیت، نسبت به چیزی حساسیت داشتن که باعث بروز علایمی چون ...
الف
معین
آلاو
(اِ.)۱- شعلة آتش.۲- آتش شعله دار.
الف
معین
آلر
(لَ) (اِ.) سرین، کفل.
الف
معین
آلامد
(مُ) (ق.) باب روز، مد روز.
الف
معین
آلتون
(اِ.) = التون: زر، طلا، نامی از نامهای زنان و کنیزکان ترک.
«
‹
69
70
71
72
73
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها