جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آمیزه مو
(~.) (ص مر.) کسی که موهای سرش جوگندمی (سیاه و سفید) باشد.
الف
معین
آموق
(اِ.) نک آماق.
الف
معین
آمیزه
(زِ) (ص مر.)۱- آمیخته، مخلوط.۲- کسی که ریش جوگندمی دارد. آمیژه هم گوی...
الف
معین
آموزگان
(زِ یا زْ) (اِمر.)مجموعهای از واحدهای درسی که تشکیل یک رشتة تحصیلی را...
الف
معین
آمیزش
(زِ) (اِمص.) ۱- آمیختگی.۲- همنشینی، معاشرت.۳- جِماع.
الف
معین
آموزگار
(زْ یا زِ) (ص.)۱- معلم. ۲- معلم مدرسة ابتدایی.۳- اندرزگوی.۴- پرورنده،...
الف
معین
آمیز قلمدون
(قَ لَ)(اِمر.) کوتاه شدة آقامیرزا قلمدان.۱- لقبی ریشخندآمیز که به کاتب...
الف
معین
آموزه
(زِ) (اِ.) درس، یک واحد آموزشی.
الف
معین
آنتی بیوتیک
(اِمر.) به مادهای که مانع ادامة حیات و تکثیر و رشد دستهای از باکتر...
الف
معین
آن کجا
(کُ) (ضم موصول.) آن که، آن کس که. آن چه.
«
‹
80
81
82
83
84
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها