جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آنیون
(یُ) (اِ.) یون مثبت. مق. کاتیون.
الف
معین
آنسیلین
(اِ.) مایعی است بی رنگ و با بوی نامطبوع که در هوا کدر میشود و در آب ک...
الف
معین
آنیه
(اِ.) جِ اناء؛ ظرفها، آبدانها.
الف
معین
آنسه
(اِفا.) مؤنث آنس، زن نیکو، خانم. ج. اوانس، آنسات.
الف
معین
آنین
(اِ.) خُم کوچک سفالین که دوغ را در آن میریختند و آرام آرام تکان میدا...
الف
معین
آنزیم
(اِ.) گروهی از پروتئینهای کاتالیزی که یاختههای زنده آنها را تولید ...
الف
معین
آهنگر
(~. گَ) (اِ. ص.) کسی که پیشه اش ساختن آلات و ادوات آهنی است، حداد.
الف
معین
آهستگی
(هِ تِ)(حامص.)۱- کندی.۲- درنگ.۳- ملایمت، مدارا.۴- وقار.۵- شکیبایی.
الف
معین
آهنگ کردن
(هَ. ک دَ) (مص ل.) قصد کردن، عزم کردن.
الف
معین
آهسته کار
(~.) (ص.) نرم خو، ملایم.
«
‹
86
87
88
89
90
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها