جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آهل
(هِ) (ص.) مردی که زن و فرزند داشته باشد.
الف
معین
آهنگساز
(هَ)(اِ. ص.) سازنده آهنگ، موسیقی - دانی که آهنگ بساز د.
الف
معین
آهستگی کردن
(~. کَ دَ)(مص ل.) به نرمی رفتار کردن.
الف
معین
آهنگر
(~. گَ) (اِ. ص.) کسی که پیشه اش ساختن آلات و ادوات آهنی است، حداد.
الف
معین
آهستگی
(هِ تِ)(حامص.)۱- کندی.۲- درنگ.۳- ملایمت، مدارا.۴- وقار.۵- شکیبایی.
الف
معین
آهنگ کردن
(هَ. ک دَ) (مص ل.) قصد کردن، عزم کردن.
الف
معین
آهسته کار
(~.) (ص.) نرم خو، ملایم.
الف
معین
آهک
(هَ)(اِ.)۱- اکسید کلیسم، جسمی است سفید، جذب کنندة رطوبت که از پخته شد...
الف
معین
آهوچشم
(چَ) (ص مر.) آن که چشمی مانند آهو دارد.
الف
معین
آهوپا
(ی) (ص مر.) بنا یا خانة شش پهلو، خانة شش ضلعی.
«
‹
89
90
91
92
93
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها