جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ن
نوشتن
(نَ یا نِ وِ تَ) (مص م.)۱- تحریر کردن.۲- درنوردیدن، پیچیدن.
معین
ن
نول
(اِ.)۱- گرداگرد دهان.۲- منقار مرغ.۳- بینی.۴- لوله و گردن صراحی.
معین
ن
نوشتار
(~.) (اِ.) آن چه نوشته شود، نوشته.
معین
ن
نوفیدن
(دَ) (مص ل.)۱- پژواک، بازگشتن صدا.۲- فریاد کردن، بانگ کردن.
معین
ن
نوشت افزار
(~. اَ) (اِمر.) لوازم نوشتن از کاغذ و قلم و مداد و غیره، لوازم التحریر...
معین
ن
نوفه
(فِ) (اِ.) شور و غوغا، بانگ و فریاد.
معین
ن
نوشت
(نِ وِ) (اِمص.) عمل نوشتن، نوردیدن، پیچیدن.
معین
ن
نکات
(نِ) (اِ) جِ نکته.
معین
ن
نپخته
(نَ پُ تِ) (ص مف.)۱- پخته نشده.۲- کال، نارس.۳- کنایه از: بی تجربه و ن...
معین
ن
نوچه
(نُ چِ) (اِمصغ.)۱- جوان، کم سن.۲- پهلوان کم سن و تازه کار.
«
‹
116
117
118
119
120
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها