جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ن
نقیع
(نَ) (اِ.)۱- چاه بسیار آب.۲- آب ایستاده.۳- آب سرد و گوارا.۴- آب میوة ...
معین
ن
نقل علی
(نَ. عَ) (اِ.) (عا.)۱- روستایی چشم و گوش بسته و جاهل به آداب و رسوم شه...
معین
ن
نقش
(نَ) ۱- (مص م.) شکل کسی یا چیزی را کشیدن.۲- (اِ.) صورت، شکل، تصویر.۳- ...
معین
ن
نقاهت
(نَ هَ) (مص ل.) دورة ضعف بعد از بیماری.
معین
ن
نمکدان
(~.) (اِمر.)۱- ظرفی شیشهای، بلورین و غیره که در آن نمک کنند.۲- (کن.) ...
معین
ن
نمود
(نُ) (اِ.)۱- نشان، علامت.۲- جلوه، جلال، رونق.
معین
ن
نماییدن
(نَ دَ) (مص م.) نمودن، نشان دادن.
معین
ن
نماز خفتن
(~ خُ تَ) (اِمر.) نماز عشاء.
معین
ن
نمک گیر شدن
(نَ مَ. شُ دَ) (مص ل.)(عا.) نان و نمک کسی را خوردن و مرهون آن شخص شدن....
معین
ن
نمو
(نُ مُ وّ) (اِمص.) بالیدگی، روییدگی.
«
‹
92
93
94
95
96
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها