جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ر
معین
رادبو
(اِمر.) داربوی، عود.
ر
معین
راجح
(جِ) (اِفا.) غالب آمده، چربیده.
ر
معین
راستا
(اِ.)۱- راستی.۲- راست، جانب راست.۳- امتداد.
ر
معین
رادیکال
(ص.)۱- ریشهای، اساسی.۲- طرف دار اصلاحات کامل در امور کشور.۳- دراصطلا...
ر
معین
راست کردن
(کَ دَ)(مص ل.)۱- آماده شدن، آماده کردن.۲- ترتیب دادن.۳- مُسخّر کردن.۴-...
ر
معین
رادیوگرافی
(~. گِ) (اِمر.) شیوة بررسی بدن با تاباندن پرتوهای ایکس بر آن و تولید ...
ر
معین
راست روده
(دِ) (اِمر.) قسمت انتهایی رودة بزرگ که به مخرج ختم میشود، رودة مستقیم...
ر
معین
رادیوم
(یُ) (اِ.) عنصری است طبیعی و کمیاب و پرقیمت. دارای تشعشع خاص که در ۱۸...
ر
معین
راست راستکی
(تَ)(ص مر.)حقیقی، واقعی.
ر
معین
رادیولگ
(~. لُ) (اِمر.) پرتوشناس، رادیولوژیست.
«
‹
4
5
6
7
8
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها