جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ن
ناخواسته
(خا تِ) (ص.) برخلاف اراده و خواست شخصی.
معین
ن
نارنج بن
(رِ. بُ) (اِمر.) درخت نارنج.
معین
ن
نادیده گرفتن
(~. گ ر تَ)(مص م.) چشم پوشی کردن، غمض عین.
معین
ن
ناخنک زدن
(~. زَ دَ)(مص م.) (عا.)۱- اندکی از چیزی را برداشتن.۲- برداشتن خوراکیه...
معین
ن
ناساز
(ص.)۱- مخالف، ضد.۲- خلاف اصول و قا عده، نامتناسب.۳- آشفته، بی سامان.
معین
ن
نازک اندیش
(~. اَ) (ص فا.) نک. نازک بین.
معین
ن
ناز و نوز
(زُ) (اِمر.) (عا.) ادا و اطوار، قر و غمیش.
معین
ن
ناساخته
(تِ) (ص مف.)۱- ساخته نشده.۲- آماده نشده.۳- برقرار نشده.۴- ناآراسته۵- م...
معین
ن
نازک
(زُ) (ص.)۱- باریک.۲- لطیف، نرم، زیبا، ظریف.
معین
ن
ناز خریدن
(خَ دَ) (مص ل.) ناز کشیدن، ناز و کرشمة معشوق را تحمل کردن.
«
‹
8
9
10
11
12
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها