جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ن
ننگین
(~.) (ص نسب.) شرم آور.
معین
ن
نهوض
(نُ) (مص ل.)۱- برخاستن.۲- حرکت کردن، کوچ کردن.
معین
ن
نهزت
(نُ زَ) (اِ.)۱- فرصت.۲- صید. ج. نهز.
معین
ن
نهاله گاه
(~.)(اِمر.) شکارگاه، کمینگاه صیاد.
معین
ن
ننگ داشتن
(~. تَ) (مص ل.) شرم داشتن.
معین
ن
نهور
(نُ) (اِ.)۱- چشم، نگاه.۲- منظر.
معین
ن
نهره
(نَ رِ) (اِ.) ابزاری که با آن دوغ را بزنند تا کره را از دوغ جدا کنند.
معین
ن
نهاله
(نَ لَ یا لِ) (اِ.) نوعی مالیات یا عوارض (ایلخانان).
معین
ن
ننگ
(نَ) (اِ.)۱- آبرو، حرمت.۲- بد - نامی، بی آبرویی.
معین
ن
نهنگ
(نَ یا نِ هَ) (اِ.) بالن، نوعی ماهی بسیار بزرگ دریایی.
«
‹
103
104
105
106
107
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها