جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
پ
معین
پیشگو
(ص فا.)۱- کسی که رویدادی را پیش از روی دادن میگوید.۲- کسی که حرف مردم...
پ
معین
پیشروی
(رَ) (حامص.)۱- پیشرفت.۲- رشد.۳- پیشوایی.
پ
معین
پیشاب
(اِمر.) شاش، بول.
پ
معین
پیش قراول
(قَ وُ) (اِ.)۱- سربازی که پیش از دیگران برای دیده بانی و نگهبانی حرکت...
پ
معین
پیچ گوشتی
(اِمر.) ابزاری است که به وسیلة آن پیچها را باز میکنند.
پ
معین
پیوس
(اِ.) = بیوس:۱- انتظار، امید.۲- طمع، توقع.
پ
معین
پیمودن
(پِ دَ) (مص م.)۱- اندازه گرفتن.۲- مساحت کردن.۳- طی کرده راه.
پ
معین
پیله کردن
(~. کَ دَ) (مص ل.) پافشاری کردن، اذیت کردن.
پ
معین
پیچ پیچ
(پِ پِ) (ص مر.)۱- رشک و حسد.۲- تشویش و اضطراب.
پ
معین
پیوره
(پِ رِ) (اِ.) بیماری لثه و دندان که بر اثر آن لثهها عفونی و متورم شد...
«
‹
141
142
143
144
145
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها