جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آدرم
(رَ) (اِ.)۱ - نمد زین اسب و مانند آن.۲- درفشی که با آن نمدزین را دوزن...
الف
معین
آدرس
(رِ) (اِ.)۱- نشانی خانه، اداره و مانند آن، نشانی (فره).۲- عنوان و نا...
الف
معین
آدر
(دَ) (اِ.) آذر، آتش.
الف
معین
آدخ
(دَ)۱- (ص.) خوب، نیکو.۲- (اِ.) تل، پشته.
الف
معین
آداک
(اِ.) خشکی میان دریا، جزیره.
الف
معین
آدامس
(اِ.) نوعی صمغ برگرفته از نام اولین سازندة آن در ایران (انگلیسی زبانی...
الف
معین
آداش
(اِ.) همنام، هم اسم.
الف
معین
آداب
جِ ادب ؛ رسوم، عادات.
الف
معین
آذرافروز
(~. اَ)۱- (ص فا.)افروزندة آتش، آتش آفروز.۲- (اِ.) ظرفی سفالین که برای ...
الف
معین
آذر
(ذَ) (اِ.)۱- آتش.۲- ماه نهم از سال شمسی.۳- روز نهم از هر ماه شمسی.۴- ...
«
‹
29
30
31
32
33
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها