جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ی
یاری گر
(گَ) (ص فا.)۱- کمک کار.۲- نیرو دهنده.
معین
ی
یارب
(رَ) (اِ.) (ندا.) پروردگارا، ای خدا.
معین
ی
یالانچی
(اِ.)۱ - بی بند و بار.۲- ریسمان - باز.
معین
ی
یاسم
(س یا سَ) (اِ.) نک یاسمین.
معین
ی
یاری کردن
(کَ دَ) (مص م.)۱- کمک کردن.۲- نیرو بخشیدن.
معین
ی
یارایی
(حامص.)۱- توانایی، طاقت.۲- جرأت، دلیری.۳- مجال، فرصت.
معین
ی
یال و کوپال
(لُ) (اِمر.) توش و توان، نیرو، زورمندی.
معین
ی
یاسر
(س ِ) ۱- (اِ.) طرف چپ.۲- (ص.) قمارباز.
معین
ی
یاری دادن
(دَ) (مص ل.)۱- کمک کردن.۲- توانایی دادن.
معین
ی
یله
(یَ لَ یا لِ) (ص.)۱- رها، ول.۲- آزاد.۳- هرزه، بیهوده.۴- تنها، منفرد.۵-...
«
‹
3214
3215
3216
3217
3218
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها