جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آرشه
(ش ِ) (اِ.) چوب باریکی که روی آن چند رشته موی اسب کشیده و برای نواخت ...
الف
معین
آرش
(رِ) (اِ.) اسم مصدر از «آوردن».
الف
معین
آرستن
(رِ تَ)۱- (مص ل.)توانستن.۲- (مص م.) نک آراستن.
الف
معین
آرزومندی
(~. مَ) (حامص.)۱- شوق، اشتیاق.۲- حسرت.۳- غرض.
الف
معین
آرزومند
(~. مَ)(ص مر.)۱ - مشتاق.۲- آزمند.۳- کامجوی.۴- دارندة حسرت.
الف
معین
آرزوخواه
(~. خا) (ص فا.)۱- تمنی کننده، امیدوار.۲- شهوی، شهوانی.
الف
معین
آرزو بردن
(~. بُ دَ) (مص ل.) حسرت خوردن.
الف
معین
آرزو
(رِ) (اِ.)۱ - خواهش، کام.۲- امید، چشمداشت.۳- شوق، اشتیاق.
الف
معین
آزال
(اِ.) جِ ازل.
الف
معین
آزارنده
(رَ دِ) (ص فا.) آزاردهنده، موذی.
«
‹
38
39
40
41
42
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها