جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزمون
(اِ.)۱- آزمایش، امتحان.۲- تجربه.۳- مجموعهای از پرسشها و مسائل یا پاس...
الف
معین
آزمودگی
(دَ یا دِ) (حامص.) آزموده بودن، باتجربه بودن.
الف
معین
آزموده
(دِ) (ص مف.)۱- امتحان شده.۲- تجربه شده.۳- سنجیده.۴- ورزیده.
الف
معین
آزمودن
(دَ) (مص م.)۱- امتحان کردن، آزمایش کردن.۲- تجربه کردن.۳- سنجیدن.۴- به ...
الف
معین
آزمندی
(~.)(حامص.) حرص، ولع، طمع.
الف
معین
آزماینده
(یَ دِ) (ص فا.) آزمایش کننده، آزمایشگر، مجرب.
الف
معین
آزمایشگاه
(~.) (اِمر.)۱- محلی مجهز به وسایل لازم برای انجام تجارب علمی به وسیلة ...
الف
معین
آزمایش
(یِ) (اِ.)۱- امتحان، تجربه، سنجش.۲- ورزش، ریاضت، مشق.
الف
معین
آزما
(ی) (ص فا.) در ترکیبات به معنی آزماینده آید: جنگ آزما، بخت آزما، رزم آ...
الف
معین
آزفنداک
(فَ) (اِ.) نک آژفنداک.
«
‹
42
43
44
45
46
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها