جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ی
یطاق
(یَ) (اِ.) خوابگاه.
معین
ی
یزدان
(یَ) (اِ.) خدا، خداوند.
معین
ی
یده
(یَ دِ) (اِ.) ایجاد برف و باران با سحر و جادو.
معین
ی
یحتمل
(یُ تَ مَ) (ق.) شاید، احتمال دارد.
معین
ی
یاوند
(وَ) (اِ.) پادشاه. ج. یاوندان.
معین
ی
یک دنده
(~. دَ دِ) (ص مر.) لجوج، خود - رأی.
معین
ی
یونت ئیل
(اِ.) هفتمین سال از دورة ۱۲ سالة ترکی.
معین
ی
یوزنده
(زَ دِ) (ص فا.) جستجو کننده.
معین
ی
یهود
(یَ) (اِ.) بنی اسرائیل، پیروان حضرت موسی.
معین
ی
یک دل
(یَ یا یِ. دِ) (ص مر.)۱- متحدالقول، یک زبان.۲- صمیمی، مخلص.
«
‹
3231
3232
3233
3234
3235
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها