جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آرغ
(رُ) (اِ.) آروغ.
الف
معین
آرشیو
(اِ.) بایگانی، جایی که اسناد، پروندهها، اوراق و مانند آن حفظ شود.
الف
معین
آرواره
(رِ) (اِ.) هر یک از دو قطعه استخوان که حفرههای اندامی دندان در آن جای...
الف
معین
آرشیتکت
(تِ کْ تْ) (اِ.)مهندس معمار، طراح یا مشاور ساختمان.
الف
معین
آره
(رِ) (اِ.) آرواره.
الف
معین
آرشه
(ش ِ) (اِ.) چوب باریکی که روی آن چند رشته موی اسب کشیده و برای نواخت ...
الف
معین
آرنگ
(~.) (اِ.)۱- رنگ، لون.۲- سُرخاب.۳- گونه، روش.
الف
معین
آرش
(رِ) (اِ.) اسم مصدر از «آوردن».
الف
معین
آرنج
(رِ) (اِ.) مرفق، مفصل میان ساعد و بازو.
الف
معین
آرستن
(رِ تَ)۱- (مص ل.)توانستن.۲- (مص م.) نک آراستن.
«
‹
37
38
39
40
41
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها