جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزادیخواه
(خا)(ص فا.)آزادی طلب، دوستدار آز ادی، طرفدار آزادی.
الف
معین
آروند
(وَ) (اِ.) اروند، ارونگ.
الف
معین
آزادی بخش
(بَ) (ص.) کوشنده و تلاش گر برای به دست آوردن آزادی.
الف
معین
آرون
(اِ.) صفت نیک، خوی خوش.
الف
معین
آزادی
(حامص.)۱- آزادگی.۲- آزاده بودن.۳- رهایی، خلاص.۴- شادی خرمی.۵- استراحت...
الف
معین
آروغ
(رُ) (اِ.) = آروق: گازی که در لولههای گوارشی ایجاد شود. اگر این گاز د...
الف
معین
آزادگی
(دَ یا دِ) (حامص.)۱- حریت، جوانمردی.۲- نجابت، اصالت.۳- آسایش، آسودگی....
الف
معین
آروبند
(بَ)(ص مر.)آن که استخوان شکسته و از جای برآمده را به هم پیوند زند، شکس...
الف
معین
آزادگان
(دِ) (اِ.) ایرانیان.
الف
معین
آزادوار
(ص مر.)۱- با خوی آزادان.۲- نوایی است در موسیقی قدیم.
«
‹
39
40
41
42
43
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها