جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آکبند
(بَ) (ص.) کالای صنعتی کار نکرده به صورتی که هنوز در بسته بندی کارخانه ...
الف
معین
آژندیدن
(ژَ دَ) (مص م.) نک آژندن.
الف
معین
آکب
(کُ) (اِ.) نک آکپ.
الف
معین
آژندن
(ژَ دَ) (مص ل.) ملاط کشیدن بین دو خشت یا سنگ.
الف
معین
آکام
(اِ.) جِ اکمه ؛ تپهها، پشتهها.
الف
معین
آژند
(ژَ) (اِ.)۱- رسوب گل و لای.۲- ملاط.
الف
معین
آکاردئون
(دِ ئ ُ) (اِ.) از ابزار موسیقی با بدنهای چین دار، دارای زبانههای فل...
الف
معین
آژفنداک
(فَ)(اِ.) قوس قزح، رنگین کمان.
الف
معین
آکادمیک
(~.) (اِ.) مبتنی بر علم، علمی، عالمانه. (فره).
الف
معین
آژغ
(ژُ) (اِ.) = آژوغ: نک ازغ.
«
‹
98
99
100
101
102
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها