جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آرتزین
(تِ یَ) (اِ.) چاه جهنده، چاهی که بین دو دامنه در دره حفر کنند، و آبش ...
الف
معین
آرتروز
(تْ رُ) (اِ.) هر گونه بیماری دردناک مفصلی به ویژه نوع التهابی آن که ب...
الف
معین
آراییدن
(دَ) (مص م.) آراستن.
الف
معین
آرمیچر
(چِ) (اِ.) محور سیم پیچ شدهای که در داخل استوانة استارت و یا دینام ق...
الف
معین
آرزوخواه
(~. خا) (ص فا.)۱- تمنی کننده، امیدوار.۲- شهوی، شهوانی.
الف
معین
آرمیده
(رَ دِ) (ص مف.)۱- خفته، ۲- ساکن، مطمئن.
الف
معین
آرزو بردن
(~. بُ دَ) (مص ل.) حسرت خوردن.
الف
معین
آرمیدن
(رَ دَ) (مص ل.) نک آرامیدن.
الف
معین
آرزو
(رِ) (اِ.)۱ - خواهش، کام.۲- امید، چشمداشت.۳- شوق، اشتیاق.
الف
معین
آرمانشهر
(شَ) (اِمر.) جامعهای خیالی و آرمانی که در آن نظام کاملی برای سعادت نو...
«
‹
36
37
38
39
40
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها