جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آرغده
(رَ دِ) (ص.)۱- برآشفته.۲- خشمگین.۳- آزمند.
الف
معین
آرغ بی جا زدن
(~ِ زَ دَ) (مص ل.)۱- سخن نابجا گفتن که باعث شرمساری شود.۲- فضولی کرد...
الف
معین
آرغ
(رُ) (اِ.) آروغ.
الف
معین
آرشیو
(اِ.) بایگانی، جایی که اسناد، پروندهها، اوراق و مانند آن حفظ شود.
الف
معین
آرواره
(رِ) (اِ.) هر یک از دو قطعه استخوان که حفرههای اندامی دندان در آن جای...
الف
معین
آرشیتکت
(تِ کْ تْ) (اِ.)مهندس معمار، طراح یا مشاور ساختمان.
الف
معین
آره
(رِ) (اِ.) آرواره.
الف
معین
آرشه
(ش ِ) (اِ.) چوب باریکی که روی آن چند رشته موی اسب کشیده و برای نواخت ...
الف
معین
آزاده
(دِ) (ص.)۱- اصیل، نجیب.۲- ر ه ا. ۳- فروتن.۴- فارغ.۵- سَبُک.۶- وارس...
الف
معین
آزادمرد
(مَ)(ص مر.)۱ - جوانمرد.۲- اصیل، نجیب.۳- ایرانی.
«
‹
38
39
40
41
42
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها