جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزاریدن
(دَ)۱- (مص ل.) آزرده شدن.۲- (مص م.) آزرده کردن.
الف
معین
آریستوکرات
(تُ کِ) (ص.) طرفدار اشراف، عضو طبقة اشراف، آن که معتقد به حکومت آریس...
الف
معین
آزارنده
(رَ دِ) (ص فا.) آزاردهنده، موذی.
الف
معین
آریا
(اِ.) شقایق وحشی خودرو از نوع خشخاش.
الف
معین
آزاردن
(دَ) (مص م.) رنجاندن، آسیب رسانیدن.
الف
معین
آری
(ق.) = آره: کلمهای است برای تصدیق امری، بلی، بله ؛ مق نه، نی.
الف
معین
آزارتلخه
(تَ خِ یا خَ) (اِمر.) یرقان، زردی.
الف
معین
آرگون
(گُ) (اِ.) عنصری شیمیایی، گازی است ساده، بی رنگ، بی بو و بی طعم که یک...
الف
معین
آزار
(اِ.)۱- رنج، عذاب.۲- بیماری، مرض.
الف
معین
آروین
(وِ) (اِ.) تجربه، امتحان، آزمایش.
«
‹
39
40
41
42
43
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها