جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزاده
(دِ) (ص.)۱- اصیل، نجیب.۲- ر ه ا. ۳- فروتن.۴- فارغ.۵- سَبُک.۶- وارس...
الف
معین
آزادمرد
(مَ)(ص مر.)۱ - جوانمرد.۲- اصیل، نجیب.۳- ایرانی.
الف
معین
آزخ
(زَ) (اِ.) زگیل، بالو، واژو.
الف
معین
آز
(اِ.)۱- حرص، طمع، زیاده جویی.۲- آرزو.
الف
معین
آزجوی
(ص فا.) حریص، طماع.
الف
معین
آریغ
(اِ.) دلسردی، نفرت، کینه.
الف
معین
آزمایش
(یِ) (اِ.)۱- امتحان، تجربه، سنجش.۲- ورزش، ریاضت، مشق.
الف
معین
آزما
(ی) (ص فا.) در ترکیبات به معنی آزماینده آید: جنگ آزما، بخت آزما، رزم آ...
الف
معین
آزگار
(زَ یا زِ) (ق.) (عا.) کامل، تمام، دراز، طولانی.
الف
معین
آزفنداک
(فَ) (اِ.) نک آژفنداک.
«
‹
41
42
43
44
45
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها