جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزاردن
(دَ) (مص م.) رنجاندن، آسیب رسانیدن.
الف
معین
آری
(ق.) = آره: کلمهای است برای تصدیق امری، بلی، بله ؛ مق نه، نی.
الف
معین
آزارتلخه
(تَ خِ یا خَ) (اِمر.) یرقان، زردی.
الف
معین
آرگون
(گُ) (اِ.) عنصری شیمیایی، گازی است ساده، بی رنگ، بی بو و بی طعم که یک...
الف
معین
آزار
(اِ.)۱- رنج، عذاب.۲- بیماری، مرض.
الف
معین
آروین
(وِ) (اِ.) تجربه، امتحان، آزمایش.
الف
معین
آزناک
(ص.) آزند، حریص.
الف
معین
آزرمجو
(ی) (~.) (ص فا.)۱- با شرم، کم رو.۲- منصف، عادل.
الف
معین
آزمون
(اِ.)۱- آزمایش، امتحان.۲- تجربه.۳- مجموعهای از پرسشها و مسائل یا پاس...
الف
معین
آزردگی
(زَ یا زُ دِ)(حامص.)رنجش، رنجیدگی.
«
‹
41
42
43
44
45
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها