جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزمایش
(یِ) (اِ.)۱- امتحان، تجربه، سنجش.۲- ورزش، ریاضت، مشق.
الف
معین
آزما
(ی) (ص فا.) در ترکیبات به معنی آزماینده آید: جنگ آزما، بخت آزما، رزم آ...
الف
معین
آزگار
(زَ یا زِ) (ق.) (عا.) کامل، تمام، دراز، طولانی.
الف
معین
آزفنداک
(فَ) (اِ.) نک آژفنداک.
الف
معین
آزوقه
(قِ) (اِ.)۱- غذای کم، غذایی که در سفر با خود دارند؛ توشه.۲- خواربار ک...
الف
معین
آزغ
(زُ) (اِ.) آنچه از شاخههای درخت خرما و تاک انگور و درختان دیگر ببرند...
الف
معین
آزوغ
(اِ.) نک آزغ.
الف
معین
آزری
(زَ) (ص نسب.) منسوب به آزر جد مادری حضرت ابراهیم (ع) یا عمّ او که آزر ...
الف
معین
آزور
(وَ) (ص مر.) حریص، طماع.
الف
معین
آزرمگین
(~.) (ص مر.) باحیا، باشرم.
«
‹
42
43
44
45
46
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها