جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزناک
(ص.) آزند، حریص.
الف
معین
آزرمجو
(ی) (~.) (ص فا.)۱- با شرم، کم رو.۲- منصف، عادل.
الف
معین
آزمون
(اِ.)۱- آزمایش، امتحان.۲- تجربه.۳- مجموعهای از پرسشها و مسائل یا پاس...
الف
معین
آزردگی
(زَ یا زُ دِ)(حامص.)رنجش، رنجیدگی.
الف
معین
آزمودگی
(دَ یا دِ) (حامص.) آزموده بودن، باتجربه بودن.
الف
معین
آزرده دل
(~. دِ) (ص مر.) رنجیده، ملول، آزرده خاطر.
الف
معین
آزموده
(دِ) (ص مف.)۱- امتحان شده.۲- تجربه شده.۳- سنجیده.۴- ورزیده.
الف
معین
آزرده جان
(~.) (ص مر.) آزرده خاطر.
الف
معین
آزمودن
(دَ) (مص م.)۱- امتحان کردن، آزمایش کردن.۲- تجربه کردن.۳- سنجیدن.۴- به ...
الف
معین
آزرده
(زُ دِ) (ص مف.) رنجیده، دلتنگ.
«
‹
42
43
44
45
46
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها