جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزمند
(مَ) (ص مر.) حریص، طمع کار.
الف
معین
آزرد
(زَ) (اِ.) رنگ، لون، گونه.
الف
معین
آزمایه
(یِ) (اِ مص.) امتحان، آزمایش.
الف
معین
آزدن
(دَ) (مص م.) آژدن، آجیدن.
الف
معین
آستان
(اِ.)۱- درگاه، پیشگاه.۲- کفش کن.
الف
معین
آس آب
(س ِ) (اِمر.) آسی که با آب گردد؛ آسیاب.
الف
معین
آسبان
(ص مر.) آسیابان.
الف
معین
آس
(اِ.) دو سنگ گرد و مسطح بر هم نهاده که به وسیله آن غلات را آرد کنند. س...
الف
معین
آساییدن
(دَ) (مص ل.) آسودن.
الف
معین
آزیر
(اِ.) آزار، رنج و آسیب.
«
‹
44
45
46
47
48
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها