جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آشکوبه
(بِ) (اِ.) آشکوب.
الف
معین
آغازه
(زِ)(اِ.)آغاره، دوالی که بین رویه و تخت کفش دوزند تا آب و خاک به درون ...
الف
معین
آشکوب
(اِ.)۱- هر طبقه از ساختمان.۲- هر یک از طبقات نه گانة آسمان ؛ سپهر.۳- ...
الف
معین
آغاز نهادن
(دَ) (مص ل.) شروع کردن.
الف
معین
آغاز
(اِ.) اول، شروع، ابتدا.
الف
معین
آغاریدن
(دَ)۱ - (مص م.)خیساندن، نم دادن.۲- آمیختن.۳- سرشتن.۴- (مص ل.) نم کشیدن...
الف
معین
آغاری
(اِ.)نوعی جامة ابریشمین ضخیم که مردان از آن لباده، عبا و سرداری درست م...
الف
معین
آف
(اِ.) مهر، خورشید.
الف
معین
آغردن
(غَ دَ) (مص م.) نک آغاریدن.
الف
معین
آغیل
(اِ.) = آغول: نگریستن از گوشة چشم از روی خشم.
«
‹
59
60
61
62
63
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها