جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سجیه
(سَ جّ یَّ) (اِ.) خلق، عادت.
س
معین
سجاف
(س) (اِ.) پارچة باریکی که در حاشیه جامه دوزند.
س
معین
سخاوت
(سَ وَ) (اِمص.) بخشش.
س
معین
سجین
(س جُ) (اِ.) نام جایی در دوزخ.
س
معین
سجاده
(سَ جّ دِ) (اِ.) جانماز، پارچه یا فرشی که روی آن نماز گزارند.
س
معین
سخونت
(سُ نَ) ۱- (مص ل.) گرم شدن.۲- (اِمص.) گرمی، حرارت.
س
معین
سختی
(سَ)(حامص.)۱ - پایداری.۲- مشکل، دشواری.۳- بخل.۴- بی رحمی.۵- زحمت.۶- گ...
س
معین
سخون
(سُ خُ) (اِ.) سخن.
س
معین
سختگیر
(~.) (ص فا.)۱- آن که بر دیگران سخت میگیرد.۲ - باریک بین، دقیق.۳- حریص...
س
معین
سخنگو
(ی) (ص فا.)۱- سخن گوینده، ناطق.۲- آن که از طرف جمعی صحبت میکند.
«
‹
41
42
43
44
45
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها