جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سارق
(رِ) (اِفا.) دزد. ج. سارقین.
س
معین
ساده نمک
(~. نَ) (ص مر.) زیبا، بانمک.
س
معین
سارغ
(رُ یا رِ) (اِ.) نک ساروق.
س
معین
ساده لوح
(~. لَ) (ص مر.)۱- با - خلوص.۲- ساده دل.۳- ابله.
س
معین
ساردین
(اِ.) نک تن. انواع ماهی کوچک که به صورت کنسرو مصرف میشود.
س
معین
ساده زنخ
(~. زَ نَ) (ص مر.) جوانی که هنوز ریش درنیاورده.
س
معین
سارخک
(رَ) (اِ.) پشه.
س
معین
ساده رو
(~.) (ص مر.) بی ریش و امرد.
س
معین
ساربانگ
(نَ) (اِمر.) یکی از آهنگهای موسیقی.
س
معین
ساده رنگ
(~. رَ) (ص مر.) بی رنگ، پاکیزه.
«
‹
6
7
8
9
10
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها