جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سینور
(اِ.)= سنور: ۱- مرز، حد.۲- ماوراء، آن سو.
س
معین
سیوف
(سُ) (اِ.) جِ سیف ؛ شمشیرها.
س
معین
سینه گشادن
(~. گُ دَ) (مص ل.)۱- (کن.) شاد شدن، انبساط خاطر.۲- فخر نمودن.
س
معین
سیورمیش
(~.) (اِ.) شادی و فریاد روز جنگ.
س
معین
سینه کشیدن
(~. کَ یا کِ دَ) (مص ل.) کنایه از: زور نمودن.
س
معین
سیورغامیش
(~.) (اِ.) = سیورغمیش: التفات، عنایت.
س
معین
سینه کش
(~. کِ) (ق مر.) جای هموار و معمولاً شیب دار. ؛ ~ آفتاب رو به آفتاب، ...
س
معین
سیورغال
(~.) (اِ.) عواید زمینی که به جای حقوق یا مستمری به اشخاص میبخشیدند؛ ...
س
معین
سینه کردن
(~. کَ دَ)(مص ل.)۱ - اصطلاحی است در تیراندازی، وقتی که تیر بعد از اصا...
س
معین
سیورسات
(سُ) (اِ.)۱- زاد و توشه.۲- خواربار و علوفه که از روستاهای سر راه برا...
«
‹
155
156
157
158
159
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها