جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سخنرانی
(~.)۱- (حامص.) نطق کردن، خطبه خواندن.۲- (اِمر.) جایی که در آن گروهی بر...
س
معین
سختن
(سَ تَ) (مص م.)سنجیدن، وزن کردن.
س
معین
سخنران
(~.) (ص فا.) سخن راننده، ناطق، خطیب.
س
معین
سخت کوش
(~.) (ص فا.) بسیار کوشا، پرسعی.
س
معین
سخندان
(~.) (ص فا.)۱- ادیب، سخن - شناس.۲- شاعر.
س
معین
سخت کمان
(~. کَ) (ص مر.)۱- تیرانداز ماهر.۲- بی رحم و سنگدل.
س
معین
سخن چین
(~.) (ص فا.) خبربَر، جاسوس.
س
معین
سخت پیشانی
(~.) (ص مر.) بی باک.
س
معین
سخن پراکنی
(~. پَ کَ)(اِمر.)پخش همگانی گ فتارهای رادیویی.
س
معین
سخت پا
(~.) (ص مر.) پایدار.
«
‹
43
44
45
46
47
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها