جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
غ
معین
غیرمترقبه
(غَ رِ مُ تَ رَ قِّ بِ) (ص مر.) دور از انتظار، پیش بینی نشده.
غ
معین
غیاث
(اِ.) فریادرس، از نامهای خداوند.
غ
معین
غوچی
(غَ) (اِ.) گودال.
غ
معین
غیرزاد
(~.) (ص مف.) روسپی زاده، غیرزاده، حرامزاده.
غ
معین
غیاباً
(بَ نْ) (ق.) در نهانی، در قفا.
غ
معین
غوچه
(چِ) (ص.) لاف زن.
غ
معین
غیرتی
(~.) (ص نسب.) منسوب به غیرت، ناموس پرست.
غ
معین
غیاب
(مص ل.)غایب شدن، ناپدید شدن.
غ
معین
غولین
(لِ) (اِ.) کوزة دهن گشاد.
غ
معین
غیرت نمودن
(~. نِ دَ) (مص م.) به رشک و حسد واداشتن.
«
‹
49
50
51
52
53
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها