جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
غ
معین
غایت
(یَ) (اِ.)۱- پایان، نهایت.۲- مقصد، مقصود. ؛ ~ مطلوب نهایت آرزو، تما...
غ
معین
غانم
(نِ) (اِ.) غنیمت گیرنده.
غ
معین
غالباً
(لِ بَ نْ) (ق.) اغلب، بیشتر.
غ
معین
غایب باز
(~.) (ص فا.) شطرنج باز حرفهای که از راه دور و به واسطة دیگری مهرهها...
غ
معین
غان
(اِ.) درختی است از تیرة پیاله داران و از دستة غانها که دارای برگهایی...
غ
معین
غالب کردن
(لِ. کَ دَ) (مص م.)۱- پیروز کردن، غلبه دادن.۲- (عا.) کالای بد را با ...
غ
معین
غایب
(یِ) (اِفا.)۱- کسی که حضور نداشته باشد.۲ - پنهان.۳- سوم شخص.
غ
معین
غامیش گذاشتن
(گُ تَ) (مص ل.) کنایه از: مزاحم شدن.
غ
معین
غالب آمدن
(~. مَ دَ) (مص ل.) چیره شدن.
غ
معین
غایات
(اِ.) جِ غایت. پایان، نهایتها.
«
‹
5
6
7
8
9
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها