جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
ل
معین
لته
(~.) (اِ.)۱- پالیز خربزه، هندوانه، خیار و غیره.۲- کشتزار.
ل
معین
لجن مال
(لَ جَ) (ص مف.)۱- آن که یا آن چه به لجن مالیه شده.۲- (کن.) بدنام شدن.
ل
معین
لتره
(لَ رَ یا رِ) (ص.)۱- پاره پاره.۲- کهنه.
ل
معین
لحن
(لَ حْ) (اِ.)۱- آواز خوش و موزون.۲- سخن، معنی سخن. ج. الحان.۳ - ویژگی...
ل
معین
لجن
(لَ جَ) گل سیاه که در ته مرداب، جوی و آبهای راکد میماند.
ل
معین
لترمه کردن
(لَ تِ مِ. کَ دَ) (مص م.) آغشتن، آلودن.
ل
معین
لحم
(لَ) (اِ.) گوشت. ج. لحوم.
ل
معین
لجلاج
(لَ) (ص.) آن که زبانش به هنگام سخن گفتن بگیرد، الکن.
ل
معین
لتراست
(لِ س) (اِ.) ورقهای که حروف الفبا و نشانههای مختلف روی آن حک شدهاس...
ل
معین
لحق
(لَ حَ) (مص م.) رسیدن، الحاق، آوردن.
«
‹
21
22
23
24
25
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها