جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ن
نصاب
(نِ) (اِ.)۱- مقدار معین از هر چیز.۲- آن مقدار از مال که زکات بر آن وا...
معین
ن
نشوه
(نَ وَ یا وِ) ۱- (مص ل.) سرخوش شدن و نشأه یافتن به وسیلة استعمال مواد ...
معین
ن
نطع
(نَ) (اِ.)۱- سفرة چرمین.۲- سفرهای از چرم که سر گناهکار را روی آن می...
معین
ن
نصفه
(نِ فِ) (اِ. ق.) (عا.) نیمه.
معین
ن
نص
(نَ صّ) (اِ.)۱- صریح و آشکار.۲- اصل و عین مطلب. ج. نصوص.
معین
ن
نشوز
(نُ) (مص ل.) ناسازگاری کردن زن با شوهر.
معین
ن
نطاق
(نَ طّ) (ص.) نطق کننده، سخن ران.
معین
ن
نصفت
(نَ صَ فَ) (اِ.) انصاف، عدل، داد.
معین
ن
نشین
(نِ) (اِ.) مقعد، سوراخ مقعد.
معین
ن
نشور
(نُ) (مص م.) زنده کردن، زنده شدن مردگان در روز قیامت.
«
‹
69
70
71
72
73
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها