جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
معین
ه
هاداران پاداران
(اِمر.) (عا.) چرند و پرند، چرت و پرت.
معین
ه
هالو
(اِ.) (عا.) ساده دل، خوش باور.
معین
ه
هاری
(اِ.) مرضی است عفونی که عاملش ویروسی به نام فیلتران است.
معین
ه
هاجس
(جِ) (اِفا.) آنچه در دل گذرد. ج. هواجس.
معین
ه
هایب
(اِفا.) ترساننده.
معین
ه
هامین
(اِ.) وزنی است برابر بیست و پنج استار.
معین
ه
های و هوی
(یُ) (اِ.)۱- شور و غوغا، هیاهو.۲- ناله و افغان در مصیبت و ماتم.
معین
ه
هامیان
(اِ.) نک. همیان.
معین
ه
های
(اِ.)۱- کلمة تأسف یعنی وای.۲- کلمة خطاب به معنی اَی.۳- هیاهو.
معین
ه
هامی
(ص.) سرگشته، حیران.
«
‹
3
4
5
6
7
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها