جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آرزومند
(~. مَ)(ص مر.)۱ - مشتاق.۲- آزمند.۳- کامجوی.۴- دارندة حسرت.
الف
معین
آرمیچر
(چِ) (اِ.) محور سیم پیچ شدهای که در داخل استوانة استارت و یا دینام ق...
الف
معین
آرزوخواه
(~. خا) (ص فا.)۱- تمنی کننده، امیدوار.۲- شهوی، شهوانی.
الف
معین
آرمیده
(رَ دِ) (ص مف.)۱- خفته، ۲- ساکن، مطمئن.
الف
معین
آرزو بردن
(~. بُ دَ) (مص ل.) حسرت خوردن.
الف
معین
آرمیدن
(رَ دَ) (مص ل.) نک آرامیدن.
الف
معین
آرزو
(رِ) (اِ.)۱ - خواهش، کام.۲- امید، چشمداشت.۳- شوق، اشتیاق.
الف
معین
آرمانشهر
(شَ) (اِمر.) جامعهای خیالی و آرمانی که در آن نظام کاملی برای سعادت نو...
الف
معین
آزارتلخه
(تَ خِ یا خَ) (اِمر.) یرقان، زردی.
الف
معین
آرگون
(گُ) (اِ.) عنصری شیمیایی، گازی است ساده، بی رنگ، بی بو و بی طعم که یک...
«
‹
38
39
40
41
42
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها