جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزاده
(دِ) (ص.)۱- اصیل، نجیب.۲- ر ه ا. ۳- فروتن.۴- فارغ.۵- سَبُک.۶- وارس...
الف
معین
آزادمرد
(مَ)(ص مر.)۱ - جوانمرد.۲- اصیل، نجیب.۳- ایرانی.
الف
معین
آزخ
(زَ) (اِ.) زگیل، بالو، واژو.
الف
معین
آز
(اِ.)۱- حرص، طمع، زیاده جویی.۲- آرزو.
الف
معین
آزجوی
(ص فا.) حریص، طماع.
الف
معین
آریغ
(اِ.) دلسردی، نفرت، کینه.
الف
معین
آزال
(اِ.) جِ ازل.
الف
معین
آریستوکراسی
(~.) (اِ.) نژاده سالاری، حکومت اشراف و اعیان (در فلسفة سیاسی یونان ب...
الف
معین
آزاریدن
(دَ)۱- (مص ل.) آزرده شدن.۲- (مص م.) آزرده کردن.
الف
معین
آریستوکرات
(تُ کِ) (ص.) طرفدار اشراف، عضو طبقة اشراف، آن که معتقد به حکومت آریس...
«
‹
40
41
42
43
44
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها