جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آزمودن
(دَ) (مص م.)۱- امتحان کردن، آزمایش کردن.۲- تجربه کردن.۳- سنجیدن.۴- به ...
الف
معین
آزرده
(زُ دِ) (ص مف.) رنجیده، دلتنگ.
الف
معین
آزمندی
(~.)(حامص.) حرص، ولع، طمع.
الف
معین
آزردن
(زُ دَ)۱- (مص ل.) رنجیدن.۲- (مص م.) رنجانیدن.
الف
معین
آستانه
(نِ) (اِ.)۱- آستان.۲- چوب زیرین چارچوب (در).۳- مقدمه، وسیله.۴- بارگاه...
الف
معین
آس شدن
(شُ) (مص ل.) خرد شدن، له شدن.
الف
معین
آستان بوسی
(حامص.) به خدمت بزرگی رسیدن.
الف
معین
آس باد
(س ِ) (اِمر.) آسی که با نیروی باد کار میکند. بادآس.
الف
معین
آستان
(اِ.)۱- درگاه، پیشگاه.۲- کفش کن.
الف
معین
آس آب
(س ِ) (اِمر.) آسی که با آب گردد؛ آسیاب.
«
‹
44
45
46
47
48
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها