جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آساییدن
(دَ) (مص ل.) آسودن.
الف
معین
آزیر
(اِ.) آزار، رنج و آسیب.
الف
معین
آساینده
(یَ دِ) (ص فا.) استراحت کننده.
الف
معین
آزیدن
(دَ) (مص م.) آژیدن، آجیدن.
الف
معین
آسایشگاه
(~.) (اِمر.)محل آسایش و استراحت.
الف
معین
آسایش
(یِ) (اِمص.) آسودگی، راحتی.
الف
معین
آسانی
(حامص.)۱- سهولت، راحتی.۲- آسایش.۳- خواب.۴- تنبلی.۵- فراوانی نعمت، رفا...
الف
معین
آسانسور
(سُ) (اِ.) اتاقک متحرکی که به وسیلة آن از طبقهای به طبقات بالا روند ...
الف
معین
آسان گذار
(گُ) (ص فا.) سهل انگار، بی خیال.
الف
معین
آسان کاری
(حامص.) سهل گرفتن، مساهله.
«
‹
46
47
48
49
50
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها