جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آسموغ
(ص.) نک آشموغ.
الف
معین
آسدست
(دَ) (اِمر.) آسیابی که با دست کار کند.
الف
معین
آسمانی
(~.)(ص نسب.)۱- سماوی، سپهری.۲- نجومی.۳- عالی.۴- آبی روشن.۵- خدایی.
الف
معین
آستینه
(نِ) (اِمر.) تخم مرغ، خایه.
الف
معین
آسمانه
(~. نِ) (اِمر.) سقف.
الف
معین
آستین پوش
(ص فا.)۱- فروتن.۲- مطیع، فرمانبردار.
الف
معین
آسمانخراش
(~. خَ) (اِمر.) ساختمانی که طبقات زیاد دارد.
الف
معین
آستین سر خود
(سَ خُ) (ص.)۱- دارای آستین بدون حلقه که به صورت یک پارچه بریده و دوخته...
الف
معین
آسمانخانه
(~. نِ) (اِمر.) سقف، آسمانه.
الف
معین
آستین دراز
(دِ) (ص.) طماع، آزمند.
«
‹
47
48
49
50
51
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها