جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آسیاب
(اِمر.) آسی که با نیروی آب کار میکند. ؛ ~به نوبت کنایه از لزوم رعا...
الف
معین
آسیا
(اِمر.)۱- آسیاب.۲- هر یک از دندانهای عقب دهان، که تعداد آنها ده عدد...
الف
معین
آسی
(ص.) اندوهگین، غمگین.
الف
معین
آسکاریس
(اِ.) از انواع کرمهای لولهای که در رودة میزبان (انسان و خوک) زندگی ...
الف
معین
آسیمه سار
(~.)(ص مر.)سرآسیمه، آسیمه سر.
الف
معین
آسپیرین
(اِ.) دارویی که خاصیت تسکین درد، تب بری و ضد روماتیسمی دارد.
الف
معین
آسیمه
(م ِ) (ص.)۱- آشفته، پریشان.۲- مضطرب، سرگشته.۳- ژولیده.۴- شتابزده.۵- ...
الف
معین
آسودگی
(دِ)(حامص.)۱- آرامش، آهستگی.۲- استراحت، راحت.۳- فراغ بال.
الف
معین
آسیل
(اِ.) محتویات شکنبة گوسفند که در آب شیرین و صاف بریزند و در مرحله شستن...
الف
معین
آسوده دل
(~. دِ) (ص مر.) آسوده خاطر، فارغ البال، بی دلواپسی.
«
‹
50
51
52
53
54
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها