جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آگشتن
(گَ تَ) (مص م.) آغشتن.
الف
معین
آکنه
(نِ) (اِ.) نوعی بیماری پوستی که بر اثر اختلال کارکرد و التهاب دستگاه ...
الف
معین
آگرمان
(گْ رِ) (اِ.) موافقت دولتی با سفارت شخصی از طرف دولت دیگر، پذیرش.
الف
معین
آکنش
(کَ نِ) (اِ.) آن چه که با آن درون چیزی را پر کنند. پشم یا پنبه که درون...
الف
معین
آگراندیسمان
(اِمص.)۱- فرآیند بزرگ کردن عکس به وسیلة دستگاه مخصوصی در عکاسی.۲- (ع...
الف
معین
آکنده گوش
(~.) (ص مر.) اندرزناپذیر.
الف
معین
آگر
(گُ) (اِ.) نک آگور.
الف
معین
آکنده پهلو
(~. پَ) (ص مر.) سخت فربه.
الف
معین
آگج
(گَ) (اِ.) نک آکج.
الف
معین
آکنده
(کَ دِ) (ص مف.)۱- انباشته، پر.۲- میان از چیزی پُر شده.۳- پوشیده، مخفی...
«
‹
101
102
103
104
105
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها