جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آیفت
(یَ) (اِ.) حاجت، نیاز.
الف
معین
آی
(اِصت.)۱- کلمهای است نشانة درد.۲- کلمهای است نشانة حسرت و دریغ.
الف
معین
آیش
(یِ)۱- (اِمص.) اسم مصدر از آمدن.۲- (اِ.)زمان بین بار دادن درختانی که ی...
الف
معین
آگین
۱ - (اِ.) پُر، انباشته.۲- در ترکیب با کلمات به معنی آلوده، انباشته، ان...
الف
معین
آیسه
(یِ س ِ) (ص فا.) زنی که حیض نبیند.
الف
معین
آگیم
(اِ.) کم غربال.
الف
معین
آیس
(یِ) (ص فا.) مأیوس، ناامید.
الف
معین
آگیشیدن
(دَ) آویختن، پیچیدن.
الف
معین
آیزنه
(یَ یا یِ نِ) (اِ.) (عا.) شوهر خواهر.
الف
معین
آگپ
(گُ) (اِ.) نک آکپ.
«
‹
103
104
105
106
107
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها