جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
الف
معین
آیتم
(تِ) (اِ.) هر یک از بخشهای جداگانة یک مجموعه، موضوع، مطلب، چیز، فقره...
الف
معین
آگون
(ص.) نگون، واژگون: سرآگون.
الف
معین
آیت الکرسی
(~ُ لْ کُ) (اِمر.) آیة ۲۵۵ از سورة بقره که به اعتقاد شیعیان خواندن و ...
الف
معین
آگوش
(اِ.) آغوش، بغل.
الف
معین
آیت الله
(~ُ لْ لا) (اِمر.) نشانه و حجت خدا، ع نوان یا لقبی که مسلمانان به مجت...
الف
معین
آگورگر
(گَ) (ص فا.) آجرپز.
الف
معین
آیت
(یَ) (اِ.)۱ - نشانه، علامت.۲- معجزه.۳- دلیل، برهان.۴- هر یک از جملهه...
الف
معین
آگور
(اِ.) خشت پخته، آجر.
الف
معین
آیبک
(بَ) (اِ.)۱ - یک ماه تمام.۲- معشوق.
الف
معین
آگو
(اِ.) نک آکو.
«
‹
105
106
107
108
109
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها