جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
ستون
(سُ) (اِ.)۱- پایة سنگی یا چوبی یا سیمانی که در زیر بنا سازند.۲- دیرک خ...
س
معین
سترونی
(~.) (حامص.) نازایی.
س
معین
ستیم
(س) (اِ.) زخم، چرک و خون.
س
معین
ستوربان
(~.) (ص مر.) کسی که به امور چهارپایان رسیدگی میکند.
س
معین
سترون
(سَ تَ وَ) (ص.) نازا، عقیم، زنی که بچه نیاورد.
س
معین
ستیغ
(س)۱- (ص.) هر چیز راست و بلند ایستاده.۲- (اِ.) بلندی سر کوه.
س
معین
ستور
(سُ) (اِ.) چهارپا، حیوان بارکش.
س
معین
ستره
(سُ رِ یا رَ) (اِ.) آن چه که بدان پوشیده شوند. ج. بستر.
س
معین
ستیزیدن
(س دَ) (مص ل.) نک ستیهدن.
س
معین
ستوده
(سُ دِ) (ص مف.) مدح شده، ستایش شده.
«
‹
36
37
38
39
40
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها