جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سدر
(س دْ) (اِ.) درختی است گرمسیری و بسیار تناور. میگویند تا سه هزار سا...
س
معین
سر یکی کردن
(سَ. یِ. کَ دَ)(مص ل.) (عا.) متحد شدن.
س
معین
سر بردن
(~. بُ دَ) (مص ل.) مجازاً، تند رفتن.
س
معین
سدت
(سُ دَّ) (اِ.) درگاه، پیشگاه.
س
معین
سر کیسه کردن
(~. سَ یا سِ. کَ دَ)(مص م.) اخاذی کردن، با فریب و نیرنگ دارایی کسی را ...
س
معین
سر برداشتن
(~. بَ تَ)(مص ل.) قیام کردن، شورش کردن.
س
معین
سدانت
(سَ نَ) (مص م.) پرده - داری کردن.
س
معین
سر و کیسه کردن
(سَ رُ س. کَ دَ) (مص م.) (کن.) با فریب و نیرنگ دارایی کسی را یکباره از...
س
معین
سر بر کردن
(~. بَ کَ دَ) (مص ل.) سربلند کردن، سر درآوردن.
س
معین
سداد
(سَ) ۱- (مص ل.) راست و درست بودن.۲- استقامت داشتن.۳- (اِمص.) راستی.۴- ...
«
‹
47
48
49
50
51
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها