جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
ساده نمک
(~. نَ) (ص مر.) زیبا، بانمک.
س
معین
سارغ
(رُ یا رِ) (اِ.) نک ساروق.
س
معین
ساده لوح
(~. لَ) (ص مر.)۱- با - خلوص.۲- ساده دل.۳- ابله.
س
معین
سازگاری
(~.) (حامص.)۱- سازش.۲- توافق.۳- هماهنگی.۴- قناعت.
س
معین
ساز و باز
(زُ) (ص فا.) = ساز و بازنده: بندباز، ریسمان باز.
س
معین
سازگار
(زْ) (ص فا.)۱- سازش کننده.۲- موافق.۳- همآهنگ.۴- گوارا.۵- سزاوار.۶- قا...
س
معین
ساز زدن
(زَ دَ) (مص ل.)۱- نواختن وسیلة موسیقی.۲- کنایه از: بهانه گرفتن.
س
معین
سازوکار
(زُ) (اِمر.) نک مکانیسم.
س
معین
ساز دادن
(دَ) (مص م.)۱- نواختن ساز.۲- آماده ساختن.۳- ابداع کردن.۴- نظم و ترکیب...
س
معین
سازور
(زْ وَ) (ص مر.) آماده.
«
‹
8
9
10
11
12
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها