جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
ساده کار
(~.) (ص مر.) بی ریش، امرد.
س
معین
ساره
(رَ) (اِ.)۱- پرده.۲- رشوه.
س
معین
ساده پرست
(~. پَ رَ) (ص فا.) غلامباره.
س
معین
ساسات
(اِ.) دریچة کوچکی است در دستگاه کاربوراتور در جلوی لولة هوا. معمولاً ...
س
معین
سازدهنی
(دَ هَ) (اِمر.) ساز بادی زبانه دار کوچکی به شکل مستطیل که به وسیلة دم ...
س
معین
ساس
(اِ.) حشرهای از راستة نیم بالان، بزرگتر از کک که لای درز تشک و متکا و...
س
معین
ساز کردن
(کَ دَ)۱- (مص م.) آماده کردن، مهیا کردن.۲- آفریدن، بوجود آوردن.۳- (مص...
س
معین
سازگر
(گَ) (ص فا.) نک سازگار.
س
معین
ساز و نوا
(زُ نَ) (اِمر.) ساز و آواز، ساز و سرور.
س
معین
سازگاری
(~.) (حامص.)۱- سازش.۲- توافق.۳- هماهنگی.۴- قناعت.
«
‹
8
9
10
11
12
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها