جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
ساده کار
(~.) (ص مر.) بی ریش، امرد.
س
معین
ساره
(رَ) (اِ.)۱- پرده.۲- رشوه.
س
معین
ساده پرست
(~. پَ رَ) (ص فا.) غلامباره.
س
معین
سارنگ
(رَ) (اِ.)۱- سار.۲- سازی است مانند کمانچه که با آرشه نواخته میشود.
س
معین
ساده نویسی
(~. نِ) (حامص.) استفاده از جملات ساده و روان در نوشتن.
س
معین
سارق
(رِ) (اِفا.) دزد. ج. سارقین.
س
معین
ساده نمک
(~. نَ) (ص مر.) زیبا، بانمک.
س
معین
سارغ
(رُ یا رِ) (اِ.) نک ساروق.
س
معین
ساده لوح
(~. لَ) (ص مر.)۱- با - خلوص.۲- ساده دل.۳- ابله.
س
معین
ساردین
(اِ.) نک تن. انواع ماهی کوچک که به صورت کنسرو مصرف میشود.
«
‹
7
8
9
10
11
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها