جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سادس
(دِ) (عد. ص.) ششم، ششمین.
س
معین
ساختمان
(تِ)۱- (اِمص.) بنا کردن.۲- (اِ.) بنا، عمارت، معماری.۳- نهاد، سرشت.
س
معین
ساروج
(اِ.)مخلوطی است از آهک و خاکستر که در ساختن حوض، گرمابه و بنای ساختمان...
س
معین
ساده کردن
(~. کَ دَ) (مص م.)۱- سهل کردن، آسان نمودن.۲- پاک کردن، خالی کردن.۳- اط...
س
معین
سارو
(اِ.) پرندهای است سیاه رنگ کمی بزرگتر از سار که خالهای سفید هم دارد....
س
معین
ساده کار
(~.) (ص مر.) بی ریش، امرد.
س
معین
ساره
(رَ) (اِ.)۱- پرده.۲- رشوه.
س
معین
ساده پرست
(~. پَ رَ) (ص فا.) غلامباره.
س
معین
سارنگ
(رَ) (اِ.)۱- سار.۲- سازی است مانند کمانچه که با آرشه نواخته میشود.
س
معین
ساده نویسی
(~. نِ) (حامص.) استفاده از جملات ساده و روان در نوشتن.
«
‹
5
6
7
8
9
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها