جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها
منو
س
معین
سیمه سار
(مَ یا مِ) (ص مر.) حیران، سرگشته.
س
معین
سیلی
(اِ.) ضربهای که به وسیلة کف دست به چهرة کسی زنند؛ تپانچه. ؛ با ~ صور...
س
معین
سیسنبر
(سَ بَ) (اِ.) نک سوسنبر.
س
معین
سیمرغ
(مُ) (اِمر.) مرغ افسانهای و موهوم.
س
معین
سیلک
(اِ.) حریر، ابریشم.
س
معین
سیسمونی
(اِ.) لوازم مورد نیاز نوزاد که معمولاً خانوادة عروس برای اولین زایمان ...
س
معین
سیمدار
(ص فا.) پولدار.
س
معین
سیلو
(اِ.) انبار مخصوص نگهداری غلات و مانند آن.
س
معین
سیستن
(تَ) (مص ل.) جهیدن.
س
معین
سیمبر شدن
(~. شُ دَ) (مص م.) کنایه از: جوان شدن.
«
‹
150
151
152
153
154
›
»
باز کردن سایدبار
فروشگاه
خانه
جستجو
لغت نامه
صفحه اصلی زردیس
پیشنهاد کلمه
همه کلمه ها